درجست وجوی خدا
دوستان!! زکات وبلاگ خوانی ,کامنت گذاری است!! 
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
اوضاع سیاسی کشور چه رنگیه؟







صفحات جانبی

فاصله ها


تکلیف ما با صدا و سیمای ضرغامی چیه؟


کدومش رو باید باور کنیم؟


نسل نوجوون ما از کدومش باید تاثیر بپذیره؟


حرف استاد دهنوی رو توی برنامه چند هفته پیش گلبرگ که :


پیامبر اکرم ـ ص ـ می فرماید:


هر کسی با زن نامحرمی شوخی کند برای هر کلمه ای که با او در دنیا سخن گفته، هزار سال در جهنم زندانی می شود.            


یا


کلاس های آموزشی عملی و علنی دوستی با جنس مخالف که توی سریال فاصله ها به خورد مخاطب میره؟


 


پاورقی:
راستش باید برای این مطلب، عکسی از لحظات ناب گفتگوهای داخل سالن تهیه غذا و تقدیم بلوز و موبایل و شوخی ها و رستوران و ... تهیه می کردم که متاسفانه فعلا برام مقدور نیست، شما خودتون زحمت بکشین و بجای این عکس، اون لحظات رو یادآوری کنید!





 



طبقه بندی: پنـــــــــــــدآموز ---- داستانـــــــــك، خواندنی ها،
[ چهارشنبه 13 مرداد 1389 ] [ 01:40 ب.ظ ] [ اسما شعبانی ]
                                           http://safarezendegi.files.wordpress.com/2010/02/salavat.jpg

  http://www.aviny.com/album/wallpaper/digar-site/islam-defamoghadas/islamic/salavat/salavat%20(3).jpg


http://www.salavaty.com/Images/FckEditor/image/salavat_gh_11(1).jpg


              http://www.sufism.ws/gallery/salavatekabireh-rangi.jpg




طبقه بندی: خواندنی ها، پنـــــــــــــدآموز ---- داستانـــــــــك،
[ چهارشنبه 16 تیر 1389 ] [ 06:19 ب.ظ ] [ اسما شعبانی ]
مرد جوانی در آرزوی ازدواج با دختر کشاورزی بود
کشاورز گفت برو در آن قطعه زمین بایست. من سه گاو نر را آزاد می کنم اگر توانستی دم یکی از این گاو نرها را بگیری من دخترم را به تو خواهم داد.
مرد قبول کرد. در طویله اولی که بزرگترین بود باز شد . باور کردنی نبود بزرگترین و خشمگین ترین گاوی که در تمام عمرش دیده بود. گاو با سم به زمین می کوبید و به طرف مرد جوان حمله برد. جوان خود را کنار کشید تا گاو از مرتع گذشت. دومین در طویله که کوچکتر بود باز شد. گاوی کوچکتر از قبلی که با سرعت حرکت کرد .جوان پیش خودش گفت : منطق می گوید این را ولش کنم چون گاو بعدی کوچکتر است و این ارزش جنگیدن ندارد.
سومین در طویله هم باز شد و همانطور که فکر میکرد ضعیفترین و کوچکترین گاوی بود که در تمام عمرش دیده بود.
پس لبخندی زد و در موقع مناسب روی گاو پرید و دستش را دراز کرد تا دم گاو را بگیرد...
اما.........گاو دم نداشت!!!!

زندگی پر از ارزشهای دست یافتنی است اما اگر به آنها اجازه رد شدن بدهیم ممکن است که دیگر هیچ وقت نصیبمان نشود. برای همین سعی کن که همیشه اولین شانس را دریابی.



طبقه بندی: پنـــــــــــــدآموز ---- داستانـــــــــك،
[ شنبه 22 خرداد 1389 ] [ 10:57 ق.ظ ] [ اسما شعبانی ]
چند وقتی بود در بخش مراقبت های ویژه یک بیمارستان معروف ، بیماران یک تخت بخصوص در حدود ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه جان می سپردند و این موضوع ربطی به نوع بیماری و شدت وضعف مرض آنان نداشت.
این مسئله باعث شگفتی پزشکان آن بخش شده بود به طوری که بعضی آن را با مسائل ماورای طبیعی و بعضی دیگر با خرافات و ارواح و اجنه و موارد دیگر در ارتباط می دانستند.کسی قادر به حل این مسئله نبود که چرا بیمار آن تخت درست در ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه می میرد.به همین دلیل گروهی از پزشکان متخصص بین المللی برای بررسی موضوع تشکیل جلسه دادند و پس از ساعت ها بحث و تبادل نظر بالاخره تصمیم بر این شد که در اولین یکشنبه ماه ، چند دقیقه قبل از ساعت ۱۱ در محل مذکور برای مشاهده این پدیده عجیب و غریب حاضر شوند.
در محل و ساعت موعود ، بعضی صلیب کوچکی در دست گرفته و در حال دعا بودند، بعضی دوربین فیلمبرداری با خود آورده و ...
دو دقیقه به ساعت ۱۱ مانده بود که « پوکی جانسون ‌» نظافتچی پاره وقت روزهای یکشنبه وارد اتاق شد. دوشاخه برق دستگاه حفظ حیات ( Life support system ) را از پریز برق درآورد و دوشاخه جاروبرقی خود را به پریز زد و مشغول کار شد ..!!



طبقه بندی: پنـــــــــــــدآموز ---- داستانـــــــــك،
[ پنجشنبه 20 خرداد 1389 ] [ 11:00 ق.ظ ] [ اسما شعبانی ]
                               "تازه شدن"


« احتیاط باید کرد ، همه چیز کهنه می شود و اگر کوتاهی کنیم عشق نیز . بهانه ها جای حس عاشقانه را خوب می گیرند . »

باید اعتراف کنم که از بی اعتباری خود می ترسم ! چطور ؟ می ترسم دل بستن نیز مانند رفتار روزانه ام شود . بی آنکه متوجه راه می روم ، غذا می خورم ، نگاه می کنم .

می ترسم ندانسته دل ببندم به دنیا ، دوستی ها ، قدرتها ، آدمها و حتی این نوشتن ها !

عادت نوشتن را اصلا دوست ندارم بدم می آید از نویسنده ای که هر روز «باید» ستون مربوط به خود را در روزنامه پر کند . گاهی اوقات سکوت چند ساله هم برای فرار از عادت سخن گفتن لازم است . تازه شدن عشق نیز برای «زندگی» عشق .

تازه شدن در همه چیز لازم است ؛ رفتار ، صحبت ، زندگی حتی دوستی و محبت . با دوستان خود دوباره دوست شدن حس همان آشنایی ابتدا را دارد .

باید خیلی مواظب باشم ؛ خیلی ...

از «او» و او یاری می جویم

از «او» می خواهم عشقش را صادقانه بر من ببخشد

و به درگاه او می نالم كه :

قدرتی ده تا عشق من هیچ گاه كهنه نگردد و گذشت زمان عشقم را به «او» و خودت فرسوده نكند .

كه بزرگم چه زیبا می گوید :

یادمان باشد اگر روزی خاطرمان تنها ماند ، طلب عشق ز هر بی سروپایی نكنیم !





طبقه بندی: پنـــــــــــــدآموز ---- داستانـــــــــك،
[ چهارشنبه 19 خرداد 1389 ] [ 11:01 ق.ظ ] [ اسما شعبانی ]

«او» در آخرین كلامش گفت :

«توکل به خدا تا قسمت چی باشه ؟»

چقدر رنگارنگ نوشته اند از این واژه ها : قسمت ، تقدیر ،

چقدر سرنوشت کلمه آشنا و همه جا گیری است . همه می شناسندش حتی برگهای ریزو درشت پاییز نیز

اما عشق را فقط عده خاصی می فهمند ، بقیه اگر هم بشناسندش ، درکش نمی کنند . آنان که درک می کنند حتما عاشق بوده اند . نمی شود عشق را چشیده باشی و عاشق نباشی !

این عقیده من است . در این زمانه عاشق دوگونه است : یا انسان پاک و وارسته و البته خیلی خاص که همان عاشق حقیقی است و یا پست و دون که همین مثلا عشقشان نقطه آغاز هوس بازی شان است .

به نظر من آدم معمولی ، آدم متوسط ، عاشق نمی شود .

هرگز ...

باید سعی کنم عشق را درک کنم و از دسته اول باشم.

آه ... خدایا مرا ببخش

عشق پاکتر از این حرفهاست که آنرا با هوس بازی مقایسه کنیم . اصلا معنی ندارد مقایسه خورشید و فانوسک سیاه روی ناچیز. اصل مقایسه اشتباه است چه برسد به نتیجه مقایسه .

خدایا مرا ببخش




طبقه بندی: پنـــــــــــــدآموز ---- داستانـــــــــك،
[ دوشنبه 17 خرداد 1389 ] [ 11:03 ق.ظ ] [ اسما شعبانی ]

داستان بسیار زیبای ” حکمت روزگار ”

(داستان واقعی)

اسمش فلمینگ بود . کشاورز اسکاتلندی فقیری بود. یک روز که برای تهیه معیشت خانواده بیرون رفت، صدای فریاد کمکی شنید که از باتلاق نزدیک خانه می آمد. وسایلشو انداخت و به سمت باتلاق دوید.اونجا ، پسر وحشتزده ای رو دید که تا کمر تو لجن سیاه فرو رفته بود و داد میزد و کمک می خواست. فلمینگ کشاورز ، پسربچه رو از مرگ تدریجی و وحشتناک نجات داد.

روز بعد، یک کالسکه تجملاتی در محوطه کوچک کشاورز ایستاد.نجیب زاده ای با لباسهای فاخر از کالسکه بیرون آمد و گفت  پدر پسری هست که فلمینگ نجاتش داد.

نجیب زاده گفت: میخواهم ازتوتشکر کنم، شما زندگی پسرم را نجات دادید.

کشاورز اسکاتلندی گفت: برای کاری که  انجام دادم چیزی نمی خوام و پیشنهادش رو رد کرد.

در همون لحظه، پسر کشاورز از در کلبه رعیتی بیرون اومد. نجیب زاده پرسید: این پسر شماست؟ کشاورز با غرور جواب داد بله.” من پیشنهادی دارم.اجازه بدین پسرتون رو با خودم ببرم و تحصیلات خوب یادش بدم.اگر پسربچه ،مثل پدرش باشه، درآینده مردی میشه که میتونین بهش افتخار کنین” و کشاورز قبول کرد.

بعدها، پسر فلمینگ کشاورز، از مدرسه پزشکی سنت ماری لندن فارغ التحصیل شد و در سراسر جهان به الکساندر فلمینگ کاشف پنی سیلین معروف شد.

سالها بعد ، پسر مرد نجیب زاده دچار بیماری ذات الریه شد. چه چیزی نجاتش داد؟ پنی سیلین.

اسم پسر نجیب زاده  چه بود؟ وینستون چرچیل




طبقه بندی: پنـــــــــــــدآموز ---- داستانـــــــــك،
[ یکشنبه 16 خرداد 1389 ] [ 04:36 ب.ظ ] [ اسما شعبانی ]
رنج شیطان

شیطان به حضرت یحیی گفت : می خواهم تو را نصیحت کنم !
حضرت یحیی فرمود : من میل ندارم ولی می خواهم بدانم طبقات مردم نزد شما چگونه اند .
شیطان گفت :‌مردم از نظر ما به سه دسته تقسیم می شوند :....

۱) عده ای مانند شما معصومند ، ار آنها مایوسیم و می دانیم که نیرنگ ما در آنها اثر نمی کند

۲) دسته ای هم بر عکس در پیش ما شبیه توپی هستند که به هر طرف می خواهیم می گردانیم
۳) دسته ای هم هستند که از دست انها رنج می بریم ؛ زیرا فریب می خورند ؛ ولی سپس از کرده خود پشیمان می شوند و استغفار می کنند و تمام زحمات ما را به هدر می دهند دفعه دیگر که نزدیکه که موفق شویم ،؛ اما آنها دوباره به یاد خدا می افتند و از چنگال ما فرار می کنند . ما از چنین افرادی پیوسته رنج می بریم .




طبقه بندی: پنـــــــــــــدآموز ---- داستانـــــــــك،
[ جمعه 7 خرداد 1389 ] [ 06:22 ب.ظ ] [ اسما شعبانی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

درباره وبلاگ


سیاه نوشته های خود را به زلالی آب وآیینه وبه رهایی باد در خنکای نسیم های ایترنتی به دست وب می سپارم.... تا دوستانی که دلشان چون آب شفاف وچون صاعقه گیراست هم نای نی ام شوند {ع. م. تنها}

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


تبادل لینک

خرید بک لینک