درجست وجوی خدا
دوستان!! زکات وبلاگ خوانی ,کامنت گذاری است!! 
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
اوضاع سیاسی کشور چه رنگیه؟







صفحات جانبی

دل تشنه ی جام رحمت فاطمه است

                       جان شیفته ولادت فاطمه است

منشور نجات از آتش چیست

                        فرمود نبی محبت فاطمه است

نیمه شب بود.همسر زید، به حیاط آمد. مشتی از آب حوض برداشت و به صورتش

ریخت کاسه ای آب نوشید و بلند شد. با احتیاط گام برمی داشت که ناخودآگاه از گوشه چشمش، چیز عجیبی دید. به حجره ای که شوهر و کودکش در آن خوابیده بودند، نگاهی

  انداخت. در دلش گذشت که نکند زید آتشی در اجاق انداخته که حجره را این طور

 روشن کرده، ولی نه، در آن حجره اجاقی نبود فکر کرد نکند دزدانی در حجره پنهان

شده اند و منتظر حمله و هجوم به اهل خانه اند. دوان دوان به سوی شوهرش رفت و

فریاد زد: «زید... زید آن جا، آن جا دزدی است... » مرد گفت: «دزد کجا

ست؟»زن گفت: « انگار آن جا آتش روشن است در حجره...» هر دو با شتاب به سمت حجره رفتند.

مرد به تاقچه حجره چشم دوخته بود. نور از آن جا می تابید. حیرت زده گفت:

«خدایا...انگار امشب ماه آسمان به خانه من فرود آمده.» زن با عجله گفت: «این

چیست که این قدر زیبا و نورانی می درخشد؟»مرد به طرف تاقچه رفت. بقچه

سفید رنگی را که نور از آن می درخشید، برداشت. آن را آرام روی زمین

گذاشت. زن گفت: «زید نکند گوهری است که... خداوند... برای ما... .»مرد آرام

گره بقچه را باز کرد. یک باره همه چیز به خاطرش آمد. با حسرت سری تکان داد.

زن گفت: «چه شده زید؟ این چیست؟ از کجا آمده؟» زید به چشمان زنش خیره

ماند و آرام گفت: «این چادر است... امروز آن را به عنوان رهن گرفته ام.» زن

پرسید: «از چه کسی؟ چادر مال کیست؟» اشک در چشمان مرد حلقه زد و گفت:

«این چادر فاطمه(سلام الله علیها) دختر پیامبر است.» زن با تعجب گفت: «راست

می گویی؟ از چه کسی گرفتی؟»زید گفت: «آن را از علی(علیه السلام) شوهر

فاطمه(سلام الله علیها) گرفتم. او از من برای اهل خانه اش قدری آذوقه قرض

گرفت و در عوض این چادر را نزد من رهن گذاشت.» زن چادر را برداشت. آن را

بویید و بوسید و گفت: «زید این چادری معمولی نیست.» مرد گفت: «بلند شو زن.

همه باید این نور را به چشم ببینند. باید این معجزه را به همه نشان دهیم، به همه

یهودیان... .»خانه مرد یهودی را هشتاد زن و مرد پر کرده بود. همه با حیرت از

چادر فاطمه(سلام الله علیها) صحبت می کردند. حجره از نور چادر می درخشید.

گروهی در حجره سر به سجده گذاشتند و خداوند را شکر کردند. گروهی زیر لب

چیزی را زمزمه می کردند.


زنها با گوشه چادر، اشک شان را پاک می کردند. زید، بقچه سفید را به بغل

گرفت.

مردها پشت سر او، گروه گروه از خانه بیرون رفتند. همه به طرف مسجد پیامبر به

راه افتادند. زمزمه روح بخش «اشهد ان محمداً رسول الله» کوچه های مدینه را

پر کرد....

 




طبقه بندی: خواندنی ها، حضرت زهرا(س)،
[ پنجشنبه 27 خرداد 1389 ] [ 11:41 ق.ظ ] [ اسما شعبانی ]

باسمه تعالی

 

 

« باشیم همانگونه که او هست ... »

 

اسوه به معنای الگو، نمونه، سرمشق و پیشوا آمده است. کلمه اسوه دربردارنده نکته ایست و آن اینکه شیئی یا فردی که الگو و نمونه قرار می‌گیرد باید دارای ویژگیهای خاصی باشد که در نزد پیروان، مطلوبیت داشته باشد. هر نوعی از الگو، دارای ویژگی و صفات خاص خویش است و هر کس، شیئ یا فردی را بدان جهت الگو قرار می‌دهد که می‌خواهد مانند آن شود و به صفات و کمالات برجسته‌ای که در او مشاهده می‌شود، آراسته گردد. الگو قرار گرفتن یک موجود، گاهی از یک جهت است و گاهی از چند جهت و گاهی در تمامی ابعاد. هر شخص بر اساس انگیزه و هدفی که در حیات خویش دارد، الگو و پیشوایی را بر می‌گزیند تا خود را از روی او بسازد.

فردی که اسلام را به عنوان مکتب حیات بخش (که به تمام ابعاد وجودی انسان توجه دارد)، انتخاب می‌کند، به هدفی روی می‌آورد که اسلام بر اساس فطرت انسانی پیشنهاد می‌کند. لذا متوجه اسوه‌ای می‌شود که ویژگیهای خاص مکتب توحیدی را در تمامی ابعاد داشته باشد تا بتواند در تمام جهات، به او اقتدا کند و خود را مانند او بسازد و بدین وسیله به صفات و کمالات انسانی مزین گردد و به مطلوب شایسته برسد.

قرآن کریم شخص پیامبر اسلام را اسوه حسنه و کامل معرفی می‌کند و می‌فرماید: "مسلما برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکویی بود، برای آنها که امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد می‌کنند."(1)

هنگامی که به لحظه به لحظه زندگانی فاطمه زهرا (سلام الله علیها) می‌نگریم، درمی‌یابیم که فاطمه (علیها السلام) دارای شخصیت والای الهی و انسانی و شبیه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در تمام جهات است و مانند بودن او در اصل وجود، حقیقتی است که با توجه به بیانات پدر بزرگوارش جایی برای ابهام و تردید نیست. چنانکه راوی نقل می‌کند که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بیرون آمد و او دست فاطمه را گرفته بود. پس فرمود: "کسی که او را نمی‌شناسد، او فاطمه دختر محمد است، او پاره تن و قلب من است، او روح من است که در بین دو پهلوی من قرار دارد، پس کسی که او را اذیت نماید، براستی مرا اذیت نموده و کسی که مرا آزار دهد، براستی خدا را آزار داده است."(2)

اضافه بر مانند بودن او به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) که خود قرینه‌ای کامل و تام بر اسوه بودن اوست، قرائن دیگری وجود دارد که تأئید بر الگو بودن او می‌نماید به عنوان نمونه:

عایشه و دیگران از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت کرده‌اند که آن حضرت فرمود: "ای فاطمه ! بر تو بشارت باد؛ که خدای متعال تو را بر زنان جهانیان و بر زنان اسلام که بهترین دین است، برگزید."(3)

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) شخصیتی بسیار عظیم است که تمام گفتار، کردار، حرکات و سکناتش برای ما حجت است. او از طریق وحی و از روی علم و حکمت و بر اساس معیار الهی سخن می‌گوید. اگر در مورد شخصی سکوت می‌کند، اگر از شخصی تعریف و تمجید کرده یا شخصی را نکوهش می‌کند، از روی حکمت و حق است. چرا که خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: "هرگز از روی هوای نفس سخن نمی گوید؛ آنچه می‌گوید، چیزی جز وحی که بر او نازل شده، نیست."(4)

رسول اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) دخترش فاطمه (سلام الله علیها) را گرامی داشته و به نیکویی ستوده است. تمجید از آن بانوی بزرگ، نه به جهت آنست که او فرزند آن حضرت بوده و عاطفه پدری موجب شده که دخت گرامیش را به خوبی و نیکی بستاید و صفات نیکی را به او نسبت بدهد، بلکه ستودن فاطمه بر اساس حقیقت او و ظهور صفات و کمالات معبود در روح او بوده است. او عظیمه و مطهره است. مدح رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از او، آشکار کردن حقیقت موجود در اوست.

خداوند پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه را بر رجال عالم اختیار نمود و آنها را انسانهای کامل و الگو و حجت بر همه قرار داد، به همین نحو، فاطمه (سلام الله علیها) را الگو و حجت بر تمام مردم جهان – اعم از زن و مرد – قرار داد؛ اقتدای به او، اقتدا به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه معصومین می‌باشد ...

 

« برگرفته از کتاب "فاطمه کیست؟ تألیف محمد رضا امین زاده (با اندکی تصرف) »




طبقه بندی: حضرت زهرا(س)،
[ پنجشنبه 13 خرداد 1389 ] [ 02:43 ب.ظ ] [ اسما شعبانی ]

ماجرای شهادت فرزند حضرت زهراعلیهاالسّلام (محسن) در جریان هجوم عمر به خانه امیرالمؤمنین‌علیه‌السّلام، در کتاب «المعارف» چگونه مورد تحریف قرار گرفته است؟

 

جواب: ماجرای شهادت فرزندی که صدّیقه طاهره‌علیهاالسّلام در جان خود داشتند و از سوی رسول خداصلّی‌الله‌علیه‌وآله «محسن» نامگذاری شده بود، از بارزترین مواردی میباشد که تحریف در آن صورت گرفته است.

عالم شیعی ابن شهر آشوب مازندرانی (متوفّای 588 هـ) در کتاب «مناقب آل ابیطالب»، ج 3، ص 407 (چاپ: ذوی القربی، 1421 هـ، تحقیق: یوسف البقاعی)، در قسمتی که نام فرزندان صدّیقه طاهره‌علیهاالسّلام را میآورد، جملهای را از قول دانشمند سنّی ابن قُتَیبه دینَوری (متوفّای 276 هـ) بازگو میکند:

وَ أولادُها: الحَسَنُ وَ الحُسَینُ وَ المُحسِنُ سِقطٌ؛ وَ فِی مَعارِفِ القُتَیبِیِّ: إنَّ مُحسِناً فَسَدَ مِن زَخمِ قُنفُذٍ العَدَوِیِّ ...

و فرزندان آن حضرت[علیهاالسّلام]: حسن، حسین و محسن که سقط گردید.

و در [کتاب] معارف ابن قُتَیبه ـ که تألیفی دائرة المعارف گونه است ـ ، آمده که محسن بر اثر ضربه شدید قُنفُذ عدوی [غلام عمر بن خَطّاب] از بین رفت.

محمّد بن یوسف گنجی شافعی (متوفّای 658 هـ) از علمای اهل تسنّن در کتاب «کفایة الطالب»، ص 413، در تأیید این مطلب چنین مینویسد:

وَ زادَ عَلی الجُمهُورِ وَ قالَ: إنَّ فاطِمَةَعلیهاالسّلام أسـقَطَت بَعدَ النَبِیِّ ذَکَراً کانَ سَمّاهُ رَسُولُ اللهِصلّی‌الله‌علیه‌وآله مُحسِناً وَ هذا شَیءٌ لَم یُوجَد عِندَ أحَدٍ مِن أهلِ النَقلِ إلّا عِندَ ابنِقُتَیبَه.

او (شیخ مفید از علمای شیعه) بر قول اکثریّت و جمهور علما چنین مطلبی را اضافه میکند و میگوید:

پس از [رحلت] پیامبر‌[صلّی‌الله‌علیه‌وآله]، فاطمه‌علیهاالسّلام فرزند پسری را سقط نمود که رسول خداصلّی‌الله‌علیه‌وآله نام او را محسن نهاده بود. [گنجی شافعی ادامه میدهد:] این مطلب نزد هیچ کدام از اهل نقل [و حدیث] یافت نشد مگر ابن قُتَیبه.

با توجّه به مدارک فوق، مشخّص میشود که در یکی از کتاب‌های ابن قُتَیبه به نام «المعارف» بر سقط شدن حضرت محسن‌علیه‌السّلام تصریح شده است.

بر این مطلب، ابن شهر آشوب (متوفّای 588 هـ) از علمای شیعه و نیز گنجی شافعی (متوفّای 658 هـ) از علمای اهل تسنّن تأییداتی دارند و روشن است که جمله فوق تا قرن هفتم در کتاب «المعارف» وجود داشته است.

امّا در چاپ‌های امروزین این کتاب، با کمال تعجّب، تنها جمله زیر را مشاهده میکنیم:

(مُحسِنُ بنُ عَلِیِّ بنِ أبِیطالِبٍ رَضِی اللهُ تَعالی عَنهُما) وَ أمّا مُحسِنُ بنُ عَلِیٍّ فَهَلَکَ وَ هُوَ صَغِیرٌ.

[از جمله فرزندان امیرمؤمنان‌علیه‌السّلام] محسن، فرزند علی‌[علیه‌السّلام] فرزند ابوطالب است که خداوند از هر دوی آنان راضی باد.

امّا محسن بن علی، هلاک شد در حالی که کوچک بود.

[مأخذ: المعارف، ابن قتیبه (متوفّای 276 هـ)، ص 92 (چاپ: دار الاحیاء التراث العربی، بیروت) و ص 211 (چاپ: دار المعارف، مصر، تحقیق: ثروت عکاشه)]

بدین ترتیب ماجرای فرزندی که حضرت صدّیقه طاهره‌علیهاالسّلام در جریان «هجوم اصلی»، سقط نمود و نیز نام یکی از قاتلان آن فرزند و حادثه اصابت ضربه شدید به صدّیقه طاهره‌علیهاالسّلام تحریف گردیده و با عبارت « فَهَلَکَ وَ هُوَ صَغِیرٌ: وفات کرد در حالی که کوچک بود» جابه‌جا میشود.

از دیگر نشانه‌های وقوع تحریف در کتاب «المعارف»، گزارش عبد الرحیم بن الحسین العراقی [ابوالفضل العراقی] (متوفّای 806 هـ) می‌باشد.

وی در کتابش با نام «الأربعین العشاریّه» (صفحه 174، چاپ: دار ابن حزم، بیروت، 1413 هـ) که با تحقیق «بدر عبدالله البدر» به چاپ رسیده است، تصریح می‌کند که ابن قتیبه در کتاب «المعارف» نقل کرده است: عِکراش بن ذُؤیب، در جنگ جمل به همراه حضرت علی‌علیه‌السّلام بوده است؛ در حالی که در چاپ فعلی از کتاب «المعارف» (صفحه 310، چاپ: دار المعارف، مصر، تحقیق: ثروت عکاشه) می‌خوانیم که عِکراش بن ذُؤیب، در جنگ جمل، از همراهان عایشه بوده است؟!!

جالب است بدانیم که صفدی (متوفّای 764 هـ) در کتاب «الوافی بالوفیات» به تجلیل از شخصیّت عالم شیعی، ابن شهر آشوب مازندرانی (متوفّای 588 هـ) پرداخته و وی را با اوصافی همچون «صَدُوقُ اللَهجَه» ستوده است.

[ر.ک: الوافی بالوفیات، صفدی (متوفّای 764 هـ)، ج 4، ص 146]




طبقه بندی: حضرت زهرا(س)،
[ یکشنبه 26 اردیبهشت 1389 ] [ 04:48 ب.ظ ] [ اسما شعبانی ]

قاتل
حضرت زهرا کیست؟



مرحوم محدّث قمی، اقوال محدّثان بزرگ اهل تشیّع و تسنّن
درباره شهادت حضرت زهرا(س) و عاملان به شهادت رساندن حضرت را در کتاب
بیت‏الاحزان{1} ذکر کرده که خلاصه‏ای از آن چنین است:

1. ابو محمد
بن عبدالله بن مسلم بن قتیبه دینوری، از عالمان معروف اهل تسنّن در کتاب
الامامْ و السیاسه مینویسد: ابوبکر دستور داد عدّه‏ای از اصحاب را که با او
بیعت نکرده بودند، برای گرفتن بیعت حاضر کنند؛ ولی افراد ابوبکر آن‏ها را
نزد امام علی(ع) یافتند. در این هنگام عمر به خانه حضرت علی(ع) رفت و فریاد
زد: بیرون بیایید. وگرنه سوگند به کسی که جان عمر در دست او است، خانه را
با اهل آن به آتش میکشم. بعضی از حاضران به عمر گفتند: حضرت فاطمه(س) در
این خانه است. عمر گفت: اگر فاطمه هم در خانه باشد، باز هم آن را آتش
میزنم.

2. دانشمند معروف اهل تسنّن، ابن ابی الحدید در شرح
نهج‏البلاغه مینویسد: در فتح مکّه( سال ششم هجری) شخصی به نام هبار بن
أسوده، زینب دختر رسول خدا(ص) را که در محمل نشسته بود، با نیزه ترسانیده
،و سبب شده بود که وی فرزندش را سقط کند. پیامبر(ص) برای خون هبار احترام
قائل نشد، و او را به اعدام محکوم کرد.
ابن ابی الحدید میگوید: من این
خبر را برای استادم ابو جعفر نقیب نقل کردم. استادم فرمود: اگر رسول خدا
ریختن خون هبار بن أسود را جایز بداند از آن رو که او زینب را ترسانیده و
سبب سقط جنین او شده، لازمه این حکم آن است که اگر حضرت پیامبر زنده بود،
ریختن خون آن کس را که حضرت فاطمه(س) را ترسانیده بود به طوری که سبب سقط
فرزند حضرت شد نیز جایز میدانست.

میر حامد حسین هندی، در کتاب
عبقات الانوار، از کتاب الوافی بالوفیات، تألیف صلاح‏الدین صفدی که از
عالمان اهل تسنّن است، در شرح زندگی نظام از استادان و عالمان بزرگ اهل
تسنّن نقل میکند که نظام گفت: پیامبر تصریح کرد که مقام امامت از آن علی(ع)
است و حضرت را به فرمان حق تعالی برای امامت معرّفی کرد؛ به طوری که همه
اصحاب از آن آگاه شدند؛ ولی عمر آن را به سبب ابوبکر، کتمان کرد. وی در
ادامه سخن میگوید: عمر در روز بیعت با ابوبکر به پهلوی حضرت فاطمه(س) ضربه
زد که بر اثر آن، محسن فاطمه سقط شد/

محدّث قمی در بیت الاحزان
مینویسد: محمد بن جریر طبری امامی به سند معتبر از ابو بصیر نقل میکند که
امام صادق(ع) فرمود: حضرت فاطمه(س) روز سه‏شنبه، سوم جمادیالثانی، سال
یازدهم هجری از دنیا رفت و علّت وفات حضرت، ضربت قنفذ غلام عمر بن خطاب بود
که به دستور عمر با غلاف شمشیر بهحضرت ضربه زد؛ به طوری که فرزندش محسن
سقط شد و همین امر، بیماری شدید حضرت را در پی داشت.

همچنین نامه
عمر به معاویه که شرح این حادثه را به طور گسترده بیان میکند، خواندنی
است. مشروح این نامه را علاّمه مجلسی، در کتاب بحارالانوار، ج 8، ص 222،
چاپ قدیم از کتاب دلائل الامامه، ج 2 نقل کرده است/

اقوال دیگری از
عالمان تسنّن و تشیّع در این زمینه نقل شده است که مجالی برای نقل آن نیست.
به هر حال، از مجموع آرای ناقلان این حادثه استفاده میشود این واقعه
دردناک که آن افراد برای حضرت زهرا(س) پیش آوردند. سرانجام سبب شهادت آن
اسوه تقوا و هدایت شد/



طبقه بندی: حضرت زهرا(س)،
[ شنبه 25 اردیبهشت 1389 ] [ 10:05 ق.ظ ] [ اسما شعبانی ]

دیدی زده بالای دری پرچم زهرا / بی اذن مشو وارد بزم غم زهرا

ایام، تعلق به گل یاس گرفته / افراشته بنگر همه جا پرچم زهرا . . .

.

.

.

یا امیر المؤمنین روحی فداک

آه را در دل نهان کردی چرا ؟ / ماه را در گل نهان کردی چرا ؟

یا علی جان تربت زهرا کجاست ؟ / یادگار غربت زهرا کجاست ؟

تا ز نورش دیده را روشن کنم / بر مزارش شعله ها بر تن کنم . . .

.

.

.

زهرا اگر نبود خدا مظهری نداشت / توحید انعکاس نمایانتری نداشت

جز در مقام عالی زهرا فنا شدن / ملک وجود فلسفه دیگری نداشت . . .


.

.

.

گیرم که خانه خانه ی وحی خدا نبود / آتش به بیت ام ابیها روا نبود

آن بانویی که حرمت قرآنی اش سزا ست / در کوچه اش تهاجم اعدا سزا نبود

حالا چه وقت مجلس شورای رهبر است / حیدر مگر خلیفه ی دین خدا نبود

.

.

.

دوای مردمان خسته، هیزم / کلیدِ خانه‌های بسته، هیزم

چگونه، تسلیت دادند او را / به جای دسته گل با دسته هیزم؟

شهادت گل یاس در کویر ناسپاس بر عاشقان با احساس تسلیت باد . . .

.

.

.

دانی که چرا سرشک محبوس علی است ؟ / یا آه چرا به سینه مانوس علی است ؟

یک مرد نبوده است بگوید نامرد / این زن که تو میزنی ناموس علی است

یا فاطمه اغیثینی

.

.

.

آب! بسوزد دلت

خاک! شود خاک عزا بر سرت

باد! پریشان شوی

چشم! الهی که بباری فقط

پیش نگاه شما ،  مادر خورشید سوخت . . .

التماس دعا

.

.

.

الا طلیعه ی کوثر سفر بس است بیا / غروب غربت مادر سفر بس است بیا

بیا که چشم به راهت نشسته خاک بقیع / به جان فاطمه دیگر سفر بس است بیا

.

.

.


در حریم فاطمیّه مرغ دل پر می زند / ناله از مظلومی زهرای اطهر می زند

السلام علیک یا فاطمة الزهرا

.

.

.

جاهلان خیال بافتند / فرق شیعه را شکافتند

زخم شیعه را نمک زدند / قفل بر در فدک زدند

تاب دیدنت نداشتند / داغ بر دلت گذاشتند

تیر و قلب عاشق آه آه / سیلی و شقایق آه آه

.

.

.

حضرت فاطمه-س:

خداوند امر به معروف را برای اصلاح مردم قرار داد

شهادت زهرای ازهر، فاطمه ی اطهر تسلیت باد . . .

.

.

.

ای بتول پاک السلام / قلب چاک چاک السلام

حاصل جوانی علی / ماه ارغوانی علی

لحظه ای درنگ کن بمان / وقت ناتوانی علی

بی تو سر بلند می کنند / دشمنان جانی علی

بی تو سجده می کند به خاک / روح آسمانی علی . . .

.

.

.

یا علی خرابم از غمت / سوختم کبابم از غمت

زخم کهنه را نمک زدند / همسر تو را کتک زدند . . .

.

.

.

ای تو مهر آب فاطمه / اسوه ی حجاب فاطمه

یاس پرپر علی بمان / سایه ی سر علی بمان

قوت دل علی نرو / از مقابل علی نرو . . .

.

.

.

مرو مادر دلم طاقت نداره / دلم بعد از تو خیلی بی قراره

مگه بابام علی شب های بی تو / سرم رو روی زانوهاش بذاره . . .

.

.

.

منم زینب که بی دلدار مانده ست / به قلبم خون به چشمم خار مانده ست

نگاهم خیره می ماند همیشه / به آن خونی که بر دیوار مانده ست . . .




طبقه بندی: حضرت زهرا(س)،
[ جمعه 24 اردیبهشت 1389 ] [ 06:28 ب.ظ ] [ اسما شعبانی ]
بانوى بزرگ اسلام با آن كه در جوانى به خزان گرایید، در همان دوران كوتاه، درس هاى فراوانى براى پیروان حضرتش به جا گذاشت. یكى از این آموزه ها كه سراسر عمر پربركت فاطمه مرضیه (س) یكصدا و همسو آن را فریاد مى كرد، ?اهتمام و جدیت نسبت به دین? بوده است.
مظلومیت با همه بخش هاى زندگى صدیقه طاهره پیوند خورد، به ویژه حوادث دوران پس از رحلت پیامبر اكرم (ص) كه همچو تندبادى بر آن ?یاس نبى? وزید و منجر به شهادت دردناك و غم آور آن ?ریحانه رسول? گردید، اما همین مظلومیت هاى پیوسته نیز همگى یك جهت را نشان مى دهد و آن ?سوى دین دارى و پایدارى به پاى دین اصیل? است.
- ولادت حضرت فاطمه (س) با انزواى مادربزرگوارش ازسوى زنان قریش همراه شد. آنان به دلیل ازدواج حضرت خدیجه (س) با پیامبر اسلام (ص) با وى قطع رابطه كردند و حاضر نشدند در لحظات دشوار وضع حمل به یارى او بشتابند. بدین شكل زهراى اطهر (س) در فضایى آكنده از مظلومیت متولد شد. اما پیام این مظلومیت چیزى نبود جز ?دفاع از دین خدا و حمایت از رسول خدا محمد (ص)?
- كودكى فاطمه مرضیه (س) با دوره نخست تبلیغ دین در مكه توأم گردید. مشاهده پدر كه به ضرب سنگباران زخمى شده یا شكمبه شتر بر سر و روى مباركش ریخته اند، بخشى از سهم كودكى فاطمه (س) در رسالت دشوار رسول خدا محمد (ص) بود.
اوج این سختى، در سه ساله محاصره در شعب ابى طالب (ع) به وقوع پیوست. تلخ كامى هایى كه با مرگ مادر عزیزش، تلخ تر شد. پیام این دوران نیز در پاسخ نبى اكرم (ص) به وعده هاى فریباى سران مكه جلوه مى نمود كه فرمود: ?اگر خورشید را در دست راست من و ماه را در دست چپم قراردهید تا امر رسالت الهى را وانهم، چنین نخواهم كرد.? و این درس بزرگ استقامت در دین بود.
- آغاز نوجوانى آن حضرت در مدینه با جنگ هاى پى درپى علیه مسلمانان همراه شد. عروس خانه امیرالمؤمنین علیه السلام در غیاب همسر خود كه سردار بى بدیل سپاه اسلام بود، بارسنگین كارهاى خانه و رسیدگى به فرزندان خردسال را به دوش مى كشید. داستان دستان زهراى مرضیه (س) كه از چرخاندن آسیاب سنگى زخم شده بود و چادر وصله دار حضرتش كه سلمان را به گریه انداخت، همچنین ماجراى شبهاى خانه على علیه السلام كه فرزندان كوچكش گرسنه سر بر بالین مى گذاشتند، گوشه هایى از درد و رنج نوعروس آسمانى اسلام است كه همگى به پاى نهال نورس اسلام و براى جان گرفتن درخت رسالت بود.
- عزاى غمبار سیدالشهدا علیه السلام كه بزرگترین مصیبت تاریخ بشر است، پیشاپیش خاندان نبوت را به استقبال خود برد.
براساس روایات معتبر، جبرئیل براى رسول خدا (ص) خبر از فرزندى آورد كه خداوند متعال به زهراى اطهر (س) عطاخواهد كرد و امت او را به شهادت خواهند رساند.
حضرت فاطمه (س) خواست تا این تقدیر الهى تغییریابد. اما فرشته وحى مجدداً خبر آورد كه پاداش این امر، استمرار امامت در نسل حسین علیه السلام خواهد بود. ادامه سلسله امامت یعنى به كمال رسیدن كار همه انبیاى گذشته.
سخن كه بدین جا رسید حضرت فاطمه (س) این بار سنگین را پذیرفت. اندوه مظلومیت حسین علیه السلام حتى پیش از ولادت، قلب و جان بانوى بزرگ اسلام را آكند و تا آخرین مراحل حیات همراه ایشان بود چنان كه در لحظات سراسر اندوه وداع آن حضرت با همسر مظلومش امیرالمؤمنین علیه السلام از آخرین وصایاى صدیقه طاهر ه این بود: ?... كشته دشمنان در كنار فرات را از یاد مبر.?
این همه اندوه فقط به پاى دین و براى حفظ آن.
- گذشته از جهت گیرى كلى در زندگانى حضرت زهرا (س)، تعالیم آن بانو نیز در جهت ترویج و تشویق ?اهتمام به دین? قرار داشت. امام عسگرى علیه السلام نقل مى فرماید: كه روزى خانمى خدمت حضرت زهرا (س) آمد و سؤالاتى راجع به نماز پرسید. چون تعداد سؤالات زیاد و زمان طولانى شد، زن خجالت كشید و گفت: بس است دیگر زحمت نمى دهم.
بانوى اسلام فرمود: هرچه مى خواهى بپرس. آیا اگر كسى اجیر شود كه بار سنگینى را به بام برساند و یكصدهزار دینار (طلا) اجرت دریافت كند این كار بر او سخت مى آید؟... من سزاوارترم كه این كار برم گران نیاید. از پدرم رسول خدا (ص) شنیدم كه فرمود: دانشمندان شیعه ما در روز قیامت درحالى محشور مى شوند كه به اندازه فهم و دانش و كوشش آنان در راه ارشاد بندگان، بر قامتشان خلعت هاى كرامت و بزرگوارى افكنده مى شود.
این نحوه برخورد بانوى بزرگ اسلام، نوعى ارائه الگوى عملى به پیروانش در جهت اهمیت دادن به فهم و پرسشگرى دین و فرهنگسازى دراین زمینه است.
در موردى دیگر حضرت زهرا (س) به خانمى حجت و استدلالى آموخت تا در بحث بر مبلغ معاندى پیروز شود.
زمانى كه آن زن پس از غلبه بر مخالف، ابراز شادى زیادى نمود، حضرت به او فرمودند: شادى فرشتگان به واسطه غلبه تو بر آن زن بیش از سرور تو است و غصه شیطان و عوامل او به واسطه حزن آن زن معاند، بیش از غصه خود او است.
- ماجراهایى كه پس از رحلت رسول خدا (ص) بر فاطمه مرضیه (س) گذشت و شدت حزن و اندوه آن گرامى در آن دوران به وصف نمى آید.
تعبیر خود ایشان در شعر منسوب به حضرتش این است: ?مصیبت هایى بر من فروریخت كه اگر به روزها افكنده مى شد آنها را به شبهاى تاریك بدل مى نمود.?
آن بانو به موجب كلام امام صادق علیه السلام، پس از درگذشت پدر، دائماً اشكبار بود و پى در پى از شدت غصه از حال مى رفت و جسم مباركش مستمراً تراشیده مى شد. اما آن ولى و حجت الهى به همه این اندوهها جهت الهى داد و همه را براى تقویت دین خدا و تحكیم موقعیت وصى و جانشین رسول خدا (ص) هزینه كرد و در كمال ماتم زدگى، مصائب خود را زمینه نهیب زدن بر مردمانى قرارداد كه غفلت و مصلحت اندیشى دنیایى در خطر برگشت به جاهلیت قرارشان داده بود.
این چنین بود كه زهراى اطهر (س) در چهره بزرگترین حامى و پیشواى مظلوم خویش ظاهر شد و سند حقانیت امیرالمؤمنین علیه السلام و مظلومیت آن جناب را با خون خود مهر كرد و ابدیت بخشید.
حضرت فاطمه زهرا (س) در دوران كوتاه رحلت رسول خدا (ص) با شهادت خویش، یكبار به مسجد نبوى پاى گذاشت و خطبه خواند چنان كه عظمت و هیبت كلام فاطمى ستونهاى مسجد و بلكه عرش الهى را به لرزه انداخت.
در شرایطى كه جو سنگین حاكم بر مدینه نفس ها را در سینه ما خفه مى كرد، دختر پیامبر (ص) حقایق را در چهره مسلمانان نهیب زد: اى بندگان خدا شما پرچمداران امر و نهى و حاملان دین و وحى او هستید، شما امانتداران خدا بر خویشتن بوده و مأمور رسانیدن احكام دین او به ملل دیگر مى باشید...
به سوى شما از میان خودتان پیامبرى آمد كه رنج و ناراحتى شما بر او دشوار بود و بر ایمان آوردن شما حرص مى ورزید و به مؤمنین دلسوز و مهربان بود...

و هنگامى كه خداى تعالى خانه جاودانى انبیا و جایگاه برگزیدگان را براى پیغمبرش اختیارنمود، كینه هاى درونى و نفاق شما ظاهر گشت و جامه دین مندرس و فرسوده شد، گمراهان خاموش به سخن درآمدند و گمنامان فرومایه دعوى نبوغ كردند. شتر باطل گرایان به صدا درآمد و در صحن خانه هایتان جولان نمود. شیطان از كمینگاه خود درحالى كه شما را به سوى خود مى خواند سركشید و دید كه چه زود دعوتش را پذیرفتید...
كجا مى روید در حالى كه كتاب خدا پیش روى شما است. كتابى كه مطالب و امورش هویدا و احكامش درخشان و نشانه هایش روشن و نواهیش آشكار و اوامرش واضح است و شما آن را پشت سر خود انداخته اید؟ آیا قصد اعراض از قرآن را دارید و یا به غیر قرآن مى خواهید داورى كنید و حكم غیر قرآن براى ستمكاران چه بد جزایى است! و هر كه جز اسلام دین دیگرى اختیار كند از او پذیرفته نشود و در قیامت جزو زیانكاران خواهد بود. همه هستى و لحظه لحظه عمر حضرت فاطمه مرضیه (س) یك بانگ را تكرار مى كرد. فریاد اعتنا و توجه به دین خدا، آنچنان كه خداوند خود خواسته و بدان امر فرموده: ?
فریاد بیدار باش به مسلمانان كه خط اصیل دین را گم نكنند? و این نهیب ها در دوران پررنج پس از پیامبر (ص) تا لحظه شهادت بانوى اسلام، به شكل فریادهاى اعلام مظلومیت على امیرالمؤمنین علیه السلام و یادآورى حق پایمال شده او كه نشانه زیر پا نهادن دین خدا بود، درآمد.
باشد كه ما به عنوان شیعیان فاطمه زهرا (س) و عزاداران مصائب او این پیام را دریابیم. به دین خدا اهتمام ورزیم و بكوشیم تا خط ولایت علوى علیه السلام را گم نكنیم.




طبقه بندی: حضرت زهرا(س)،
[ جمعه 24 اردیبهشت 1389 ] [ 06:21 ب.ظ ] [ اسما شعبانی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


سیاه نوشته های خود را به زلالی آب وآیینه وبه رهایی باد در خنکای نسیم های ایترنتی به دست وب می سپارم.... تا دوستانی که دلشان چون آب شفاف وچون صاعقه گیراست هم نای نی ام شوند {ع. م. تنها}

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


تبادل لینک

خرید بک لینک