تبلیغات
درجست وجوی خدا

درجست وجوی خدا
دوستان!! زکات وبلاگ خوانی ,کامنت گذاری است!! 
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
اوضاع سیاسی کشور چه رنگیه؟







صفحات جانبی

سکوت خلق و همراهی دشمن، کشت زهرا را


مدینه غرق ماتم بود و دلها خانه غم بود

فضا تاریک و بر رخسار گردون گرد ماتم بود

سکوت آفرینش با قیام حشر توام بود

سراسر مسلمین را قامت از بار الم خم بود

 

خلایق با دلی بشکسته می گفتند پیوسته

محمد(ص) در سرای جاودانی رخت بر بسته

 

در آن روزی که خون جاری زچشم هر مسلمان بود

گلوی آفرینش پاره از فریاد و افغان بود

سپهر نیلگون را در درون سینه طوفان بود

علی(ع)  مشغول غسل آن سفیر پاک یزدان بود

 

به نقش دوستی، دشمن سر کین آفریدن داشت

زجسم زنده قرآن، هوای خون مکیدن داشت

 

سقیفه مرکز شورای افرادی ستمگر بود

سقیفه پایگاه خصم سرسخت پیمبر بود

جنایت، حق کشی، غارت، ستم در حق حیدر بود

نه بلکه جنگ با قرآن و اسلام و پیمبر بود

 

در آنجا با حضور چند تن اوباش، شورا شد

جنایاتی که در او تا قیامت رفته، امضا شد

 

اگر برپا نمی گردید این شورای ننگ آور

نمی گردید، ره گم کرده ای، اسلام را رهبر

نمی شد غصب حق بن عم و داماد پیغمبر

نمی زد بر سرای فاطمه دست خسی آذر

 

یزید و ظلمهایش بود محصول همین شورا

که خون ها ریخت از آزادگان، لعنت بر این شورا

 

چه شورایی که باب فتنه از آغاز آن وا شد

چه شورایی که با آن قامت عدل و شرف تا شد

چه شورایی که با آن رخنه در اسلام پیدا شد

چه شورایی که استحکام آن با خون زهرا(س) شد

 

نفاق و فتنه و آشوب و طغیان بود این شورا

ستم در حق اهل بیت (ع) و قرآن بود این شورا

 

دو روز اسلام را رخت غم و اندوه شد در بر

یکی در روز شورا و یکی در مرگ پیغمبر

به مرگ مصطفی(ص) شد عالم اسلام بی رهبر

به شورا گشت کوته دست خلق از دامن حیدر

 

کسیکه قائل قول سلونی بود، تنها شد

خسی که از اقیلونی سخن می گفت، مولا شد

 

سیه ماری که عمری لانه در آغوش قرآن داشت

به قصد پیکر دین در دهان پر زهر دندان داشت

به باطن کفر و در ظاهر هزاران رنگ ایمان داشت

صمد گوی و صنم ها در درون سینه پنهان داشت

 

پس از مرگ نبی اسلام را پنداشت بی رهبر

به مسجد آمد و زد حلقه در محراب پیغمبر

 

شده چوپان مردم، گرگ خون آشام از یکسو

گشوده چنگ بر نابودی اسلام از یکسو

مسلمانان بسان مردگان آرام از یکسو

امیرالمومنین تنها در آن ایام در یکسو

 

به چشم نازنینش بود از رنج و الم خاری

نبود اورا بغیر از فاطمه یار وفاداری

 

همه این رنج ها محصول آن شورای ننگین بود

که اصلش جنگ با قرآن و نامش یاری دین بود

علی(ع) را جاری از چشم خدا بین اشک خونین بود

عدو مست خلافت بود و کامش سخت شیرین بود

 

چنان مست ریاست شد که براحکام دین پا زد

شرار افروخت در بیت خدا, سیلی به زهرا (س) زد

 

هنوز از مرگ پیغمبر فغان خلق بر پا بود

سرشک بی کسی بر چهره اسلام پیدا بود

که در موج فضا آتش بلند از بیت زهرا(س) بود

امیر مومنان هم در سکوت خلق تنها بود

 

کجا یک تن تواند غصب کردن حق مولا را

برون شد ز آستین حق کشی ها دست بیدادی

شرر افروخت در بیت ولایت، سست بنیادی

که سرزد شعله اش از قلب هر انسان آزادی

توگویی در درون شعله هایش بود فریادی

 

که آن فریاد از عمق دل دخت پیمبر بود

ولی افسوس گوش امت از بشنیدش کر بود

 

هنوز آن آتش سوزنده در دلها شرر دارد

هنوز از دیده جاری شیعه خوناب جگر دارد

به هر صبح و مسا، فریاد و اشک بیشتر دارد

مگر روزی که فرزندش نقاب از چهره بردار

 

نماید همچو خورشید فلک رخسار دلجو را

بگیرد انتقام مادر بشکسته پهلو را

 

امام منتظر، ای مهدی موعود! ادرکنی

ولی الله اعظم، حجت معبود! ادرکنی

فروزان روی حق را شاهد و مشهود! ادرکنی

الا ای کعبه دل، قبله مقصود! ادرکنی

 

مپوش از خلق ای پشت حقایق روی زیبا را

اجابت کن دعای (میثم) افتاده از پا را

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


سیاه نوشته های خود را به زلالی آب وآیینه وبه رهایی باد در خنکای نسیم های ایترنتی به دست وب می سپارم.... تا دوستانی که دلشان چون آب شفاف وچون صاعقه گیراست هم نای نی ام شوند {ع. م. تنها}

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


تبادل لینک

خرید بک لینک